پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

رفتی و یک دم دل ما از طپیدن بس نکرد

آه از بالادوی اشک از چکیدن بس نکرد

شب که بودم مضطرب از اشتیاق صبح وصل

تا سحر چشمم چو اختر از پریدن بس نکرد

تا جدا از گوشهٔ دامان یار افتاده است

دست بی‌تابی ز پیراهن دریدن بس نکرد

بس که بار هجر او بر دوش ما سنگین فتاد

حلقه گشتیم و قد ما از خمیدن بس نکرد

عمر را واقف به افسون رام نتوان ساختن

حیله‌ها کردم ولی یار از رمیدن بس نکرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷ماندیم در بلا و دعا را خبر نشد
  2. شمارهٔ ۴۱۸یعقوب اگر به بیت حزن گریه می‌کند
  3. شمارهٔ ۴۱۹پندگویان دو سه حرفی به من ارشاد کنید
  4. شمارهٔ ۴۲۰بلا زان چشم فتان می‌گریزد
  5. شمارهٔ ۴۲۱بتگران چون صنم تراشیدند
  6. شمارهٔ ۴۲۲دلم در سینه کز داغ غم جانانه می‌سوزد
  7. شمارهٔ ۴۲۳دوش پیکان خود از سینهٔ من یار کشید
  8. شمارهٔ ۴۲۴در چمن چون بی‌دلان آه فغان برداشتند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.