پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۹

روزی از روی تو من قطع نظر خواهم کرد

مهر دیرینه ازین سینه به‌در خواهم کرد

تا به کی شام غریبان ز تو روشن بینم

کارت ای شمع به یک آه سخر خواهم کرد

داغم از عمر که دادم به هوایت برباد

گر دهد مرگ امان خاک به سر خواهم کرد

تیره احوال و پریشان ز درت خواهم رفت

پیش هر کس گله از زلف تو سر خواهم کرد

تا چون من کس نخورد از رخ تو بازی را

با حریفان ز دغای تو خبر خواهم کرد

پر مکدر شدم ای سخت‌کمان در نظرت

پیش تیر دگری سینه سپر خواهم کرد

گرچه دوری ز تو زهریست هلاهل لیکن

بر خود این زهر گوارا چو شکر خواهم کرد

بعد ازین گر هوس عاشقیم خواهد بود

ناز برداری معشوق دگر خواهم کرد

بخت بد باز به کوی تو گر آورد مرا

بی‌نیازانه ز پیش تو گذر خواهم کرد

گل نخواهم پس ازین پیش مشام آوردن

یعنی از بوی تو بسیار حذر خواهم کرد

سخت کاریست صبوری ز عقیقت لیکن

من لب تشنه درین کار جگر خواهم کرد

خشک لب می‌روم اینک ز درت واقف باش

پیش هر کس به تظلم مژه تر خواهم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۱اگر در آتش شوقش سپندم آفرین گوید
  2. شمارهٔ ۳۵۲یار از من مبتلا گریزد
  3. شمارهٔ ۳۵۳سروی نگشته بود درین گلستان بلند
  4. شمارهٔ ۳۵۴آن را که قدم ز سر نباشد
  5. شمارهٔ ۳۵۵به ‌سرت می‌خورد جفا سوگند
  6. شمارهٔ ۳۵۶ز هر کسی به جهان یادگار می‌ماند
  7. شمارهٔ ۳۵۷ساختی با غیر غیرت را چه شد
  8. شمارهٔ ۳۵۸اشکم به سر دویده به محبوب می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.