پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۴

یار چون از نظرم می‌گذرد

ناوکی از جگرم می‌گذرد

منم آن سوخته مزرع که سحاب

اشک‌ریزان به سرم می‌گذرد

تا دمی از من مسکین باقیست

تیغ او کی ز سرم می‌گذرد

آه صیاد نمی‌دانی آه

که چه بر مشت پرم می‌گذرد

بعد عمری که رسد بر سر من

سوی او تا نگرم می‌گذرد

نیست بر مردم بی‌درد عیان

آنچه بر چشم ترم می‌گذرد

واقف از حسرت خاک در دوست

آب حسرت ز سرم می‌گذرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۶سرم مرهون سودای تو باشد
  2. شمارهٔ ۳۴۷گر نیم عاشق جهان بر من چنین تنگ از چه شد
  3. شمارهٔ ۳۴۸با من آن ماه مهربان گردید
  4. شمارهٔ ۳۴۹روزی از روی تو من قطع نظر خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۳۵۰تاب جور و جفا که می‌آرد
  6. شمارهٔ ۳۵۱اگر در آتش شوقش سپندم آفرین گوید
  7. شمارهٔ ۳۵۲یار از من مبتلا گریزد
  8. شمارهٔ ۳۵۳سروی نگشته بود درین گلستان بلند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.