پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۱

تا خیال زلف جانان برنخورد

دیده از خواب پریشان برنخورد

خشکی طالع تری کرد ای دریغ

کشتی طاقت به طوفان برنخورد

برنخورد از نخل عمر خویشتن

هر که با سیب زنخدان برنخورد

در گذرگاه خدنگ او دلم

رفت و برگشت و به پیکان برنخورد

در بیابان پای من بسیار گشت

حیف با خار مغیلان برنخورد

شوربختی‌های دل بنگر که او

زخم خورد و با نمکدان برنخورد

بر دل دیوانه رحم آمد مرا

عمر بگذشت و به طفلان برنخورد

بخت برگردیده دارم زان به من

دلبر برگشته مژگان برنخورد

واقف دیوانه را جستم بسی

هیچ جای خانه دیوان برنخورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۳می‌بری دل را و دانم کز نظر خواهی فکند
  2. شمارهٔ ۳۴۴یار چون از نظرم می‌گذرد
  3. شمارهٔ ۳۴۵ز دل پهلو تهی کردم که الفت را نمی‌شاید
  4. شمارهٔ ۳۴۶سرم مرهون سودای تو باشد
  5. شمارهٔ ۳۴۷گر نیم عاشق جهان بر من چنین تنگ از چه شد
  6. شمارهٔ ۳۴۸با من آن ماه مهربان گردید
  7. شمارهٔ ۳۴۹روزی از روی تو من قطع نظر خواهم کرد
  8. شمارهٔ ۳۵۰تاب جور و جفا که می‌آرد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.