پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۷

ترسم که طاقتم ز غم یار کم شود

خون در تنم ز گریهٔ بسیار کم شود

زخم مرا بدوز زیانی نمی‌شود

جانان اگر ز زلف تو یک تار کم شود

از بس که نرخ بوسه گران کرد لعل یار

نزدیک شد که جوش خریدار کم شود

ای مرگ بهر پرسش احوال ما بیا

باشد که درد این دل بیمار کم شود

یوسف لقای من زدم سردم الحذر

می‌ترسمت که گرمی بازار کم شود

ای کاش سر زند ز میان تیغ امتحان

تا پیش یار عزت اغیار کم شود

ای دل رسید رونق دیوانگی تو را

کاری مکن که رونق این کار کم شود

واقف به سبحه‌خواری بسیار کرده‌ای

کافر مشو که عزت زنار کم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۹گر چنین اشک‌بار خواهد شد
  2. شمارهٔ ۳۴۰در کوی تو دیوانه به دیوانه نسازد
  3. شمارهٔ ۳۴۱تا خیال زلف جانان برنخورد
  4. شمارهٔ ۳۴۲رسید غم به سرم بی‌خبر چه خواهم کرد
  5. شمارهٔ ۳۴۳می‌بری دل را و دانم کز نظر خواهی فکند
  6. شمارهٔ ۳۴۴یار چون از نظرم می‌گذرد
  7. شمارهٔ ۳۴۵ز دل پهلو تهی کردم که الفت را نمی‌شاید
  8. شمارهٔ ۳۴۶سرم مرهون سودای تو باشد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.