پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

به کویش خوار گشتم از وفاداری زهی قسمت

وفاداری مرا شد موجب خواری زهی قسمت

تو بیزاری ز من چندان که پیشت می‌کنم خواری

ز زاری حاصلم گردید بیزاری زهی قسمت

مرا صیاد بی‌پروا فکنده در قفس تنها

که تا تنها کشم رنج گرفتاری زهی قسمت

درین گلزار بد آب و هوا تا چشم وا کردم

ندیدم همچو نرگس غیربیماری زهی قسمت

به آسانی دلش دادم به امید وصال آخر

ز بیم هجر جان دادم به دشواری زهی قسمت

دلآرام است یار از بهر غیر اما برای من

کمر بسته است بر عزم دل‌آزاری زهی قسمت

هوادارش شدم دردا که آن بی‌درد من واقف

به بادم داد از جرم هواداری زهی قسمت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰ساقی بیار جام شرابی که حاضر است
  2. شمارهٔ ۳۰۱به قصد کشتن من یار گر ز جا برخاست
  3. شمارهٔ ۳۰۲گرچه با غیر تو را لطف نمایانی هست
  4. شمارهٔ ۳۰۳زین‌که درد تو آشنای دل است
  5. شمارهٔ ۳۰۴هرچند که خون در دل و در دیده نمی ‌نیست
  6. شمارهٔ ۳۰۵گل بسکه رنگ بی تو به پرواز داده است
  7. شمارهٔ ۳۰۶بعد از هزار وعده نیایی خوشا دلت
  8. شمارهٔ ۳۰۷دل با جفای غمزهٔ خوبان نزیست است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.