پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

زین‌که درد تو آشنای دل است

جان من جان من فدای دلست

کرده‌ای چشم سرخ پرخونم

گر کشی عین مدعای دلست

یار هچند بی‌وفاست ولیک

غم او یار بی‌وفای دلست

ریختم خون دل به دشنامی

بوسه‌ای که خونبهای دلست

دل ز کویش کجا تواند رفت

کوی او باغ دلگشای دلست

نخورم گر غم تو را چه کنم

غم تو قوت جانفزای دلست

درد دل روز و شب دعا به شماست

درد من روز و شب دعای دلست

سینهٔ چاک چاک ما واقف

قفس مرغ خوش‌نوای دلست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵گل بسکه رنگ بی تو به پرواز داده است
  2. شمارهٔ ۳۰۶بعد از هزار وعده نیایی خوشا دلت
  3. شمارهٔ ۳۰۷دل با جفای غمزهٔ خوبان نزیست است
  4. شمارهٔ ۳۰۸غزلم عاشقانه افتاده است
  5. شمارهٔ ۳۰۹هر که جام می مغانه گرفت
  6. شمارهٔ ۳۱۰درسر پرسور من از بس هوای گریه است
  7. شمارهٔ ۳۱۱در سر هوای رفتن با غم نمانده است
  8. شمارهٔ ۳۱۲به لب رسیدن این جان زار نزدیک است
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.