پرش به محتوای اصلی
واقف لاهوری

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

یکی کس ز اهل سوز به سرمنزل تو نیست

شمعی است داغ عشق که در محفل تو نیست

در روزگار قطرهٔ خونی که سنگ شد

بسیار جسته‌ایم به غیر از دل تو نیست

بشکن خمار خویش ز خون حلال من

خون حرام مدعیان قابل تو نیست

عزم سفر نمودی و می‌نالم از فراق

یا رب چرا دلم جرس محمل تو نیست

ای عشق رخت در دل من می‌نهی منه

این خانهٔ غم است برو منزل تو نیست

واقف به هرزه پا ننهی در طریق عشق

غافل حریف ره قدم کاهل تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷دگر ز جبهه آن شوخ سطر چین پیداست
  2. شمارهٔ ۲۶۸دل ز شغل عشق بیزاری نمی‌داند که چیست
  3. شمارهٔ ۲۶۹اگر نه عاشقم احوال من خراب چراست
  4. شمارهٔ ۲۷۰گر به قدر حسرت دل دیدهٔ ما می‌گریست
  5. شمارهٔ ۲۷۱تا هست داغ عشق به افسر چه حاجت است
  6. شمارهٔ ۲۷۲جنگ تو صلح و صلح تو جنگ است
  7. شمارهٔ ۲۷۳دیوانه سختی که ز طفلان کشیده است
  8. شمارهٔ ۲۷۴بی‌ تو‌ام ذوق باغ‌دیدن نیست
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی واقف لاهوری

شیخ نورالعین معروف به واقف لاهوری یا واقف بتالوی (درگذشتهٔ ۱۱۹۰ ق / ۱۷۷۶ م) از شاعران پارسی‌گوی و پنجابی‌زبان قرن دوازدهم هجری در شبه‌قارهٔ هند بود. وی در شهر بتالهٔ پنجاب به دنیا آمد. پدرش قاضی امانت‌الله، قاضی‌القضات بتاله بود و خانوادهٔ او از اعیان و بزرگان منطقه به‌شمار می‌رفت. سال دقیق تولدش در هیچ‌یک از تذکره‌ها...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.