پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۲۳

نظر بگشا، نگه دانسته کن، در هر پر کاهی

که هر تار نگاه عبرتی، باشد بحق راهی

ز دلها، میتوانی ره ببزم قرب حق بردن

که هر طاق دلی، آن بار گه را هست درگاهی

بساط بزم قرب حق، پر است از شیشه دلها

مبادا ای زبان، غافل گذاری پای بیراهی؟!

بسان شعله خار، از دم گرم ستم بینان

ستمگر را بود دست دراز و، عمر کوتاهی

بود ما و ترا ای خواجه، هر یک زین جهان بخشی

ترا مال غم افزایی و، ما را درد غمکاهی

غنی را هست از زر کیسه دل پر ز نقد غم

فقیران را ز بی چیزی، نباشد در جگر آهی

غم دنیا چو دایم میخوری ای خواجه از غفلت

تو هم ز اجزای دنیائی، غم خود هم بخور گاهی؟!

چو مضرابی که هر ساعت، به تاری آشنا گردد

دوم در انتظار دوست، هردم بر سر راهی

به چتر خسروی هرگز فرو نارد سر همت

کسی کز سایه حق باشد او را چتر و خرگاهی

بود مردی زن نفس و هوای خود نگردیدن

ولی پیش تو، مردی نیست غیر از قوت باهی

به پیش زنده دل، از عشق جانان در دل شبها

گرامی تر بسی از عمر باشد مد هر آهی

عصا کن از تأمل در طریق گفتگو واعظ

ره صد حرف بر خود وا مکن از حرف بیراهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۲۵در کنار یار، از یار است دست ما تهی!
  2. شمارهٔ ۶۲۶خردمندی فزاید آدمی را بسکه تنهایی
  3. شمارهٔ ۶۲۷ز مرگت دوستان را، آن قدرها نیست پروایی
  4. شمارهٔ ۶۲۸ای رنگت از طراوت، چون اطلس ختایی
  5. شمارهٔ ۶۲۹چون تن درست بود، گو مباش دنیایی
  6. شمارهٔ ۶۳۰برگی از باغ تو، هر رنگ گل زیبایی
  7. شمارهٔ ۶۳۱به سویت جنبش هر نونهال ایمای ابرویی
  8. شمارهٔ ۶۳۲دیوانه گر نه‌ای، به خود این دل چه داده‌ای؟
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.