پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳۲

دیوانه گر نه‌ای، به خود این دل چه داده‌ای؟

چون کودکان چرا ز پی دل فتاده‌ای؟!

برخاستن ز خاک، گل خاکساری است

افتادگی بجوی چرا ایستاده‌ای؟

تحصیل علم ترک علایق، اگر کنی

بس باشد از کتاب ترا لوح ساده‌ای

زر می‌نهند بر سر زر، اهل حرص و، تو

ایمان خویش را به سر زر نهاده‌ای!

چسبیده‌اند، بس که به دنیا، ز هر طرف

بر جا نمانده یک دل و دست گشاده‌ای

بر خود سوار تا نشوی در جهاد نفس

واعظ به راه بندگی حق پیاده‌ای!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳۴با لاف عقل، بازی دنیا چه خورده‌ای؟
  2. شمارهٔ ۶۳۵عشق نبود جز بلا با صبر بی‌اندازه‌ای
  3. شمارهٔ ۶۳۶ای که از سودای گنج سیم و زر دیوانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.