پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۹

یارب بفضل خویش، گناهان ما ببخش

از تست جمله بخشش و، از ما خطا ببخش

هر چند نیستم سزاوار بخششت

ما را بروی شاه رسل، مصطفی ببخش

ما در طریق بندگیت، گر پیاده ایم

ما را بشهسوار عرب مرتضی ببخش

جز سوختن اگر چه نباشد سزای ما

اما بسوز سینه خیرالنسا ببخش

ما را که خسته است بالماس غم جگر

از بهر خاطر حسن مجتبی ببخش

ما مجرمان که تشنه لب آب رحمتیم

ما را بشاه تشنه لب کربلا ببخش

یارب بآه و ناله سجاد و درد او

کز درد بیغمی همگی را دوا ببخش

در دوستی باقر و جعفر چو صادقیم

ما را بآن دو پیشرو اولیا ببخش

این نامه ها بگریه کاظم بشو ز جرم

این جهل ها بدانش و علم رضا ببخش

بر دامن و تقی و نقی دست ما ببین

ما را به آن دو سرور اهل سخا ببخش

از عسکریست عاقبت کار ما حسن

زین حسن اعتقاد، بدیهای ما ببخش

شد ز انتظار صاحب ما، چشم ما سفید

ما را بدرد دوری آن مقتدا ببخش

زین چهارده بس است یکی بهر عالمی

ما را برای خاطر هر یک جدا ببخش

واعظ شکسته بر در ایشان چو استخوان

او را باین شکستگی، ای پادشا ببخش!

کارش تباه و، درد ز حد بیش و، صبر کم

حالش ببین و، رحم نما و، دوا ببخش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۱نگین خاتم دلهاست در دندانش
  2. شمارهٔ ۴۲۲گهر بر خویشتن پیچد ز فکر عقد دندانش
  3. شمارهٔ ۴۲۳بهشت سفره درویش و، کاسه چو بینش
  4. شمارهٔ ۴۲۴نشود عاشق از فغان خاموش
  5. شمارهٔ ۴۲۵پیری آمد، نه جوانیست دگر از ما خوش
  6. شمارهٔ ۴۲۶دل از خیال دوست، ندادم بفکر خویش
  7. شمارهٔ ۴۲۷پادشاه ملک فقرم، بهر حفظ شان خویش
  8. شمارهٔ ۴۲۸بود دنیا زنی، طول أملها زلف و گیسویش
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.