پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۶

با خلق همنشین و، از ایشان رمیده باش

مضمون دلنشین ز خاطره پریده باش

از خود چنان مرو، که دگر رو به پس کنی

از چشم خویش همچو سرشک چکیده باش

غافل مشو ز دشمنی خویش، یک نفس

بر فرق خود، همیشه چو تیغ کشیده باش

از تندی ستیزه دشمن متاب روی

چون خون گرم بردم خنجر دویده باش

واعظ ز بیم دشمنی اهل روزگار

از چهره زمانه چو رنگ پریده باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۸وقت نزاع، جان و دل از بهر غارتش
  2. شمارهٔ ۴۱۹یارب بفضل خویش، گناهان ما ببخش
  3. شمارهٔ ۴۲۰در زمین شوره هر دل که خواندی قابلش
  4. شمارهٔ ۴۲۱نگین خاتم دلهاست در دندانش
  5. شمارهٔ ۴۲۲گهر بر خویشتن پیچد ز فکر عقد دندانش
  6. شمارهٔ ۴۲۳بهشت سفره درویش و، کاسه چو بینش
  7. شمارهٔ ۴۲۴نشود عاشق از فغان خاموش
  8. شمارهٔ ۴۲۵پیری آمد، نه جوانیست دگر از ما خوش
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.