پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱

زان لعل لب سخن شده رنگین ز بس مرا

در سینه چون خراش نماید نفس مرا

صید غزال فرصتم از دست رفت، حیف!

طول امل کشیده چو سگ در مرس مرا!

گمگشتگی به منزل مقصد، رهیست راست

شد غول ره، بلندی بانگ جرس مرا

خوانا، خط غبار منست از بیاض مو

باشد کتاب موعظه آیینه بس مرا

واعظ ز پای قوت و، از دست کار رفت

از سر همان نرفت هوا و هوس مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳دولتی نیست به از تیغ تو بیباک مرا
  2. شمارهٔ ۴۴چو وصف لعل تو شیرین کند کلام مرا
  3. شمارهٔ ۴۵دلخراشی کرد از بس در شب هجران مرا
  4. شمارهٔ ۴۶جوهر از تیغ زبان شد،ریخت تا دندان مرا
  5. شمارهٔ ۴۷گداخت آتش عشق تو مغز جان مرا
  6. شمارهٔ ۴۸نیست غمخوار چو لیلی، دل محزون مرا
  7. شمارهٔ ۴۹برده از بس فکر آن شوخ کمان ابرو مرا
  8. شمارهٔ ۵۰نبسته جز بدی من، کمر بکینه مرا
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.