پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۹

ز خوی تند، همان تندخو بجان آید

که هم ز تندی خود سیل در فغان آید

همان قدر که ستم میکنی، ستم بینی

بقدر زور کمان، زور بر کمان آید

ز چنگ خجلت مظلوم، چون رهد ظالم؟

اگر نه پای مکافات در میان آید؟!

ز بس کشیده ام از حرف تند، خجلت ها

ترم از مصرع تندی که بر زبان آید!

چنان کناره نکردیم از جهان واعظ

که حرف عزلت ما نیز در میان آید!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۱ره مقصود طی کردن، نه از تقصیر می‌آید
  2. شمارهٔ ۳۶۲خیر باشد، نگهش سخت بتک می‌آید
  3. شمارهٔ ۳۶۳دوستان، مژده که ماه رمضان می‌آید
  4. شمارهٔ ۳۶۴فریب عام، از هر رند بازاری نمی‌آید
  5. شمارهٔ ۳۶۵غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشاید
  6. شمارهٔ ۳۶۶تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
  7. شمارهٔ ۳۶۷هرگز بجهان کار کجان راست نیاید
  8. شمارهٔ ۳۶۸عهد شباب بگذشت، وقت شتاب گردید
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.