پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

تن نزار من، از چاکهای جامه نماید

بدان طریق که مویی ز شق خامه نماید

نمانده آن قدر از من که آورد بنظر کس

مرا بخلق مگر گاه گاه جامه نماید

از آن نمیکند آن دوست یاد ما، که نخواهد

که چین جبهه بما از شکنج نامه نماید

درین زمانه شرافت بود بزینت ظاهر

که گل بفرق کسان خار رنگ جامه نماید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸عهد شباب بگذشت، وقت شتاب گردید
  2. شمارهٔ ۳۶۹تا هوای سرمه گشتن ز استخوانم سر کشید
  3. شمارهٔ ۳۷۰درد تو، کی توان بتن ناتوان کشید؟!
  4. شمارهٔ ۳۷۱جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید
  5. شمارهٔ ۳۷۲از حرص گشته کام جهان پیش ما لذیذ
  6. شمارهٔ ۳۷۳گر بود در پیش مهمان، نعمت الوان لذیذ
  7. شمارهٔ ۳۷۴دل که باشد نشیمن غم یار
  8. شمارهٔ ۳۷۵با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.