پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۱

جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید

غیر از گل عباسی ازین باغ نروید

در پرده لبهاست، از آن جای زبان را

تا حرف غم عشق تو بی پرده نگوید

هر گام درین راه، تماشای جدایی است

حیف است کس این بادیه با دیده نپوید

بر خاک در دوست ره سجده نیابد

تا چهره دل از گرد ره غیر نشوید

حرف غم عشق تو، کلامیست که باید

جز کر نکند گوش و، بجز لال نگوید

ای آنکه زنی بهر صفا آب رخسار

بر روی تو گردیست، که جز گریه نشوید

واعظ به دورویان جهان کرده ز بس خو

هر گل که نه رعناست درین باغ نبوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۳گر بود در پیش مهمان، نعمت الوان لذیذ
  2. شمارهٔ ۳۷۴دل که باشد نشیمن غم یار
  3. شمارهٔ ۳۷۵با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار
  4. شمارهٔ ۳۷۶گزندگیست، چو خاری که خفت آرد بار
  5. شمارهٔ ۳۷۷گوشه گیران را بره درگه سلطان چه کار؟!
  6. شمارهٔ ۳۷۸گر نپرسد حالم آن نامهربان غمخوار وار
  7. شمارهٔ ۳۷۹روشن همیشه شمع دل از سوز آه دار
  8. شمارهٔ ۳۸۰در چشم عقل هرکه بود سر حساب تر
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.