پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار

روز مرگم هست چون شام غریب روزه دار

خوش گرفتار طلسمات علایق گشته یی

در شکست آن ترا لوحیست هر سنگ مزار

مرد در پیری ز اندک سختیی یابد شکست

زآب و رنگ افتد نگین، وقتی که گردد نامدار

عقل اگر قاضی است، بر بی اعتباریهای عمر

محضری پر مهر باشد، صفحه هر لاله زار

همچو حلوائی که بهر مرده سامان میکنند

هست شیرین کاری از دل مردگانم ناگوار

گر ز بیقدری، کسی امروز ما یاد نکرد

یاد ما بسیار خواهد کرد واعظ روزگار!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷گوشه گیران را بره درگه سلطان چه کار؟!
  2. شمارهٔ ۳۷۸گر نپرسد حالم آن نامهربان غمخوار وار
  3. شمارهٔ ۳۷۹روشن همیشه شمع دل از سوز آه دار
  4. شمارهٔ ۳۸۰در چشم عقل هرکه بود سر حساب تر
  5. شمارهٔ ۳۸۱میکند لطفی، ز بیرحمی بسی خونخوار تر
  6. شمارهٔ ۳۸۲مرا گلگشت معنی باشد از سیر چمن خوش‌تر
  7. شمارهٔ ۳۸۳خلق می بینند فیض از تنگدستان بیشتر
  8. شمارهٔ ۳۸۴میشود زین بندگیها، شرمساری بیشتر
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.