پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

مرا گلگشت معنی باشد از سیر چمن خوش‌تر

که بعد از خامشی چیزی نباشد از سخن خوش‌تر

ز بس چون تب که دیده جامه گلگون تن زارم

مرا از ذوق عریانی‌ست مردن بی‌کفن خوش‌تر

دل غمناکم، از بس می‌کند از بی‌غمان نفرت

به چشمم شام غربت آید از صبح وطن خوش‌تر

تن پوسیده‌ای داریم نذر کاهش دردش

اگر افتد قبول او، بود از جان من خوش‌تر

بود بر جسم زار واعظ از صد خلعت زیبا

ز لطف او به خود بالیدنی یک پیرهن خوش‌تر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴میشود زین بندگیها، شرمساری بیشتر
  2. شمارهٔ ۳۸۵مست آمد، با جمالی از شفق گلرنگ تر
  3. شمارهٔ ۳۸۶کشد کلفت ز دنیا کم، بود هرکس به تمکین تر
  4. شمارهٔ ۳۸۷کند پند ملایم در گرانجانان اثر بهتر
  5. شمارهٔ ۳۸۸الینده ساغر گل مفلسونک ایاغینه بنزر
  6. شمارهٔ ۳۸۹منعم! باهل فقر چه خوانی نوای زر؟
  7. شمارهٔ ۳۹۰به از زمانه نداریم شوخ و شنگ دگر
  8. شمارهٔ ۳۹۱کلاه ترک به سر نه، بگیر کشور دیگر
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.