پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

منعم! باهل فقر چه خوانی نوای زر؟

ما را بس است سکه مردی بجای زر!

ناید بجمع مال سر همتم فرو

در سر نگنجد اهل فنا را هوای زر

گر پیش خلق نیست زر از جان عزیزتر

جان میکنند بهر چه عمری برای زر؟!

باشد گدا همیشه عرق ریز آبرو

از بس دود چو چشم طمع، در قفای زر

تا زر ز جان جدا نکند منعم بخیل

از نقد عمر صرف نماید، بجای زر

مال جهان، چو آب روانست خواجه را

نبود عجب که دق برد از دل صدای زر

در قید و صلاح تو، ای خواجه حرف نیست

چندانکه در میان نبود لیک پای زر

زر آفریده است خدا از برای ما

ما را نیافریده خدا از برای زر

واعظ گمان مبر که شود سیر چشمشان

دارند اهل حرص ز بس اشتهای زر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱کلاه ترک به سر نه، بگیر کشور دیگر
  2. شمارهٔ ۳۹۲اوزگه عالمده مگر توکسم غمیندن یاشلر
  3. شمارهٔ ۳۹۳پیر چون گشتی، چو طفلان بازی دنیا مخور
  4. شمارهٔ ۳۹۴چابقونچی، اگری باخشی مژگان یراقیدور
  5. شمارهٔ ۳۹۵گیچدی ئیگید لوق گونی ایندی خم اولماق چاقیدور
  6. شمارهٔ ۳۹۶غنچه سان این همه بر خویش مبال از زر و زور
  7. شمارهٔ ۳۹۷قد خمید، از دیدن روها، به پشت پا بساز
  8. شمارهٔ ۳۹۸گر نباشد بیش ای دل سیم و زر، با کم بساز
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.