پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۰

به از زمانه نداریم شوخ و شنگ دگر

که هر دو روز کند جلوه‌ای به رنگ دگر

به غیر ابر خروشان دست ریزش نیست

به کوه همت والای ما پلنگ دگر

ظهور جوهر مرد است پیش در دولت

که با نگین سوار است آب و رنگ دگر

به نیک و بد ز جهان صلح کرده‌ای، اما

نه آنچنان که بود احتیاج جنگ دگر!

حصول گوهر کام از جهان نه آسانست

که هر صدف بود این بحر را نهنگ دگر

مرا به سخت دلی هردو روز کار افتاد

جنون عشقم ازین سنگ زد به سنگ دگر

به رخ مرا سیهی رنگ بست گشته دگر

که عکس چهره‌ام آیینه راست رنگ دگر

برین تن چو قفس نیست استخوان واعظ

که جا خدنگ بلا کرده بر خدنگ دگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۲اوزگه عالمده مگر توکسم غمیندن یاشلر
  2. شمارهٔ ۳۹۳پیر چون گشتی، چو طفلان بازی دنیا مخور
  3. شمارهٔ ۳۹۴چابقونچی، اگری باخشی مژگان یراقیدور
  4. شمارهٔ ۳۹۵گیچدی ئیگید لوق گونی ایندی خم اولماق چاقیدور
  5. شمارهٔ ۳۹۶غنچه سان این همه بر خویش مبال از زر و زور
  6. شمارهٔ ۳۹۷قد خمید، از دیدن روها، به پشت پا بساز
  7. شمارهٔ ۳۹۸گر نباشد بیش ای دل سیم و زر، با کم بساز
  8. شمارهٔ ۳۹۹بهار کرد جهان را ز کوه و صحرا سبز
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.