پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

غنچه سان این همه بر خویش مبال از زر و زور

که چو گل زود پریشان شوی ار باد غرور

باد برخود کند از نعمت دنیا منعم

زآن هر انگشت عسل هست چو نیش زنبور

بینش آن نیست که در مال مبصر باشی

خواب دیدن نشود حجت بینایی کور

ریزش اهل سخا نیست جز از قوت دین

گریه شمع نباشد مگر از کثرت نور

آگهان لذتی از عشرت دنیا نبرند

دل غمگین نشود باخبر از خنده زور

از چه رو زرد شود چهره تو را در پیری؟

میمکد خون تو این خاک سیه با لب گور!

خانه آخرت ظالم از آنست خراب

که ندانسته سرایی بجز از عالم زور

آنچه دارند بخیلان جهان در ته خاک

عنقریب است که میماندشان بر سر گور

خامی فکر تو واعظ زدل بی شوق است

نبود نانت از آن پخته، که سرد است تنور

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸گر نباشد بیش ای دل سیم و زر، با کم بساز
  2. شمارهٔ ۳۹۹بهار کرد جهان را ز کوه و صحرا سبز
  3. شمارهٔ ۴۰۰بر اهل ترک، نکرده است غم جفا هرگز
  4. شمارهٔ ۴۰۱دنی نانجاق ترقی ایلسه عالی مکان اولمز
  5. شمارهٔ ۴۰۲گر گلسه لطفدین گوزه، اول ماهپاره مز
  6. شمارهٔ ۴۰۳یار طفلست و،ره کوچه نجسته است هنوز
  7. شمارهٔ ۴۰۴بس است خواب، دگر چشم من ز جا برخیز
  8. شمارهٔ ۴۰۵کاروان راه گمنامی نمیخواهد جرس
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.