پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

گر نباشد بیش ای دل سیم و زر، با کم بساز

با سر بیدرد سرکن، با دل بیغم بساز

با چه خواهم خورد امشب، یک دو شب هم صبر کن

با چه خواهم ساخت فردا، یک دو روزی هم بساز!

با نگاه خشک، عمری ساختی از بی غمی

چشم من، یک چند، هم با دیده پرنم بساز

نیست غیر از حسرت یک آه حسرت در دلم

پر مکن تعجیل، با من ای نفس یک دم بساز

سازگاری، در نهاد عالم امکان کجاست؟

ای دل ناساز، با من ناسازی عالم بساز

هرزه نالان بوته تیر تعرض میشوند

خواهی ار بسیار گو باشی، بحرف کم بساز

واعظ این ده روز را، غم بیش ازین در کار نیست

از قبا با ژنده، از دینار با درهم بساز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰بر اهل ترک، نکرده است غم جفا هرگز
  2. شمارهٔ ۴۰۱دنی نانجاق ترقی ایلسه عالی مکان اولمز
  3. شمارهٔ ۴۰۲گر گلسه لطفدین گوزه، اول ماهپاره مز
  4. شمارهٔ ۴۰۳یار طفلست و،ره کوچه نجسته است هنوز
  5. شمارهٔ ۴۰۴بس است خواب، دگر چشم من ز جا برخیز
  6. شمارهٔ ۴۰۵کاروان راه گمنامی نمیخواهد جرس
  7. شمارهٔ ۴۰۶باشد بکشت عمر تو برق فنا نفس
  8. شمارهٔ ۴۰۷موج دریای محنتی است نفس
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.