پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

گزندگیست، چو خاری که خفت آرد بار

زبان نرم، نهالی که عزت آرد بار!

ز سرخ رویی آتش، ترا شود روشن

که خوی تند چه مقدار خجلت آرد بار

بهم فشردن دست صدف، بس است دلیل

که مالداری بسیار، خست آرد بار

ز جوی آب گل آلود خوانده ام سطری

که انس بدگهر آخر کدورت آرد بار

خطی است بر ورق خشت پخته، بس روشن

که چهره گشتن با خصم خفت آرد بار

صدای دست بهم سودن صدف، اینست

که دل بمال نهادن، ندامت آرد بار!

چنانکه تکیه ببالین نرم خواب آرد

بجاه تکیه زدن نیز، غفلت آرد بار

ز لوح سایه بال هما بخوان واعظ

که صبر مرد، سعادت آرد بار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸گر نپرسد حالم آن نامهربان غمخوار وار
  2. شمارهٔ ۳۷۹روشن همیشه شمع دل از سوز آه دار
  3. شمارهٔ ۳۸۰در چشم عقل هرکه بود سر حساب تر
  4. شمارهٔ ۳۸۱میکند لطفی، ز بیرحمی بسی خونخوار تر
  5. شمارهٔ ۳۸۲مرا گلگشت معنی باشد از سیر چمن خوش‌تر
  6. شمارهٔ ۳۸۳خلق می بینند فیض از تنگدستان بیشتر
  7. شمارهٔ ۳۸۴میشود زین بندگیها، شرمساری بیشتر
  8. شمارهٔ ۳۸۵مست آمد، با جمالی از شفق گلرنگ تر
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.