پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

هرگز بجهان کار کجان راست نیاید

تیری که بود کج، بنشان راست نیاید

از فیض خموشی، بشنو مدح خموشی

تعریف خموشی بزبان راست نیاید

بر مسند آسایش کونین نشستن

با خسروی ملک جهان راست نیاید

بی همرهی دود دل خسته، دعایت

چون ناوک بی پر، بنشان راست نیاید

با یکدگر آمیزش پیران و جوانان

چون فصل گل و فصل خزان راست نیاید

بر وضع جهان باش، که در بیم شکست است

گر آینه با آینه دان راست نیاید

ترک سر خود گیر، که فکر سرو دستار

با دوستی کج کلهان راست نیاید

با فکر معاش از پی معنی نتوان رفت

گفتار سخن، بی لب نان راست نیاید

واعظ سخنت راست بود سخت، ار آن رو

با طبع کجان، این سخنان راست نیاید!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹تا هوای سرمه گشتن ز استخوانم سر کشید
  2. شمارهٔ ۳۷۰درد تو، کی توان بتن ناتوان کشید؟!
  3. شمارهٔ ۳۷۱جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید
  4. شمارهٔ ۳۷۲از حرص گشته کام جهان پیش ما لذیذ
  5. شمارهٔ ۳۷۳گر بود در پیش مهمان، نعمت الوان لذیذ
  6. شمارهٔ ۳۷۴دل که باشد نشیمن غم یار
  7. شمارهٔ ۳۷۵با چنان وحشت ز شوق رحمت آمرزگار
  8. شمارهٔ ۳۷۶گزندگیست، چو خاری که خفت آرد بار
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.