پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

ز عکست آینه، چون آب در خروش آید

ز چهره تو قدح، همچو می بجوش آید

ز شوق اینکه خرامی چو سرو در بازار

گل از بهشت بدکان گل فروش آید

ز ناتوانی خویشم غمی که هست، اینست:

که ناله ام نتواند ترا بگوش آید!

بود سلام وداعم یکی، که پیش تو کس

چنان زخود نرود، کو دگر بهوش آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰خرد بگیر سر خود، که یار می‌آید
  2. شمارهٔ ۳۶۱ره مقصود طی کردن، نه از تقصیر می‌آید
  3. شمارهٔ ۳۶۲خیر باشد، نگهش سخت بتک می‌آید
  4. شمارهٔ ۳۶۳دوستان، مژده که ماه رمضان می‌آید
  5. شمارهٔ ۳۶۴فریب عام، از هر رند بازاری نمی‌آید
  6. شمارهٔ ۳۶۵غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشاید
  7. شمارهٔ ۳۶۶تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
  8. شمارهٔ ۳۶۷هرگز بجهان کار کجان راست نیاید
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.