پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۳

دوستان، مژده که ماه رمضان می‌آید

وقت آمرزش هر پیر و جوان می‌آید

می‌توان کرد نثار قدمش جان عزیز

که ز درگاه خداوند جهان می‌آید

سفره رحمتش افتاده و، این ماه شریف

به خبر کردن ما بی‌خبران می‌آید

صیقلی از مه نو در کف روشنگر فیض

به جلا دادن آیینه جان می‌آید

تا کند پاک ز آلایش عصیان همه را

موج رحمت ز کران تا به کران می‌آید

نیست مه، بلکه همایی‌ست که از اوج شرف

بر سر خلق جهان بال‌فشان می‌آید

می‌کند پشت جهانی سبک از بار گناه

گرچه بر نفس شکمخواره گران می‌آید

تا به شب ابر کرم، فیض و عطا می‌بارد

تا سحر تیر دعاها به نشان می‌آید

گل بچین، زین چمن فیض که ده روز دگر

گلشن عمر ترا، فصل خزان می‌آید

بربا گوی سعادات، ازین میدان زود

که اجل سوی تو خوش گرم عنان می‌آید

عمل خویش تو امروز نکو کن واعظ

که بد و نیک تو فردا به میان می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۵غم او ساخت دلم تنگ و، هم او بگشاید
  2. شمارهٔ ۳۶۶تن نزار من، از چاکهای جامه نماید
  3. شمارهٔ ۳۶۷هرگز بجهان کار کجان راست نیاید
  4. شمارهٔ ۳۶۸عهد شباب بگذشت، وقت شتاب گردید
  5. شمارهٔ ۳۶۹تا هوای سرمه گشتن ز استخوانم سر کشید
  6. شمارهٔ ۳۷۰درد تو، کی توان بتن ناتوان کشید؟!
  7. شمارهٔ ۳۷۱جز حرف زر و سیم، دلت هیچ نگوید
  8. شمارهٔ ۳۷۲از حرص گشته کام جهان پیش ما لذیذ
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.