پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

با صبوری کارهای مشکل آسان می‌شود

درد چون با صبر معجون گشت، درمان می‌شود

می‌شود رحمت ز طینت چون برون کردی غرور؛

این بخار از خاک چون برخاست، باران می‌شود

یک سخن در هر مذاقی، می‌کند کار دگر

از نسیمی گل پریشان، غنچه خندان می‌شود

می‌رود از دل هوس، چون عشق می‌گردد پدید

شمع دزدد دم به خود، چون صبح تابان می‌شود

نیست عالم پیش نیک و بد به جز آیینه‌ای

بر تو گر نیکی، چون گل، عالم گلستان می‌شود

جز به گرمی بدگهر را رام نتوان ساختن

آهن آتش تا نبیند، کی به فرمان می‌شود؟!

می‌کند واعظ سفر افزون بهای مرد را

می‌فزاید قیمت گوهر چو غلتان می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳کارها در آب و خاک فقر وارون می‌شود
  2. شمارهٔ ۳۵۴تنها ز لفظ، شعر تو دلبر نمی‌شود
  3. شمارهٔ ۳۵۵از چشم تنگ مردم، چشمم عصا نخواهد
  4. شمارهٔ ۳۵۶عشق او جان خسته میخواهد
  5. شمارهٔ ۳۵۷عجب دانم، از زخم بسمل برآید!
  6. شمارهٔ ۳۵۸ز عکست آینه، چون آب در خروش آید
  7. شمارهٔ ۳۵۹ز خوی تند، همان تندخو بجان آید
  8. شمارهٔ ۳۶۰خرد بگیر سر خود، که یار می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.