پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

چو شرح حال شهیدان او رساله شود

تمام خون شفق، سرخی مقاله شود

چنان زپا نفتادم که گردمش در بزم

ز دور چرخ اگر خاک من پیاله شود

پی نظاره چو باران بر روی هم ریزند

چو خط بدور مه عارض تو هاله شود

شکستگی است نشانی درست کامل را

شراب زرد کند چهره، چون دو ساله شود

دهد ز کیسه فکر معاش، تنخواهش

اگر به خاطر واعظ غمی حواله شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵رویش چو آتشین ز می ناب می‌شود
  2. شمارهٔ ۳۴۶چون بلند افتاد همت، تخت عزت می‌شود
  3. شمارهٔ ۳۴۷از ضعیفی، ناله‌ام حاجت‌رواتر می‌شود
  4. شمارهٔ ۳۴۸گر چنین بر ما کمان ناز پرکش می‌شود
  5. شمارهٔ ۳۴۹ریخت چون دندان، مدار جسم مشکل می‌شود
  6. شمارهٔ ۳۵۰سنبل از تاب خم موی تو، درهم می‌شود
  7. شمارهٔ ۳۵۱با صبوری کارهای مشکل آسان می‌شود
  8. شمارهٔ ۳۵۲ای که پرچین جبهه‌ات، از حرف مردن می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.