پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

همچنان کز خطش آن خال نهان پیدا شود

در میان حرف، گاهی آن دهان پیدا شود

ابروش در عشوه شد از حرف ناصح سخت تر

وقت سرما بیشتر زور کمان پیدا شود

میشود روشن چراغم، آن زمان کاین جسم زار

چون شرر از زیر سنگ کودکان پیدا شود

میدهند اسباب شادی، غم چو میگیرد کمال

چون چمن پژمرده گردد، زعفران پیدا شود

عیش زرداران، نصیب بینوایان میشود

رنگ گلها در رخ برگ خزان پیدا شود

گرچه گم گردیده امروز از میان حق نمک

آخر از چشم منافق پیشگان پیدا شود

گرچه میخوابد غبار فتنه ها از آب تیغ

فتنه ها در عالم، از تیغ زبان پیدا شود

بسکه از دلها بدورم، کس نپردازد بمن

چون هدف استاده ام، کان شخ کمان پیدا شود

تا نگردد دل تو را غربال از تیر بلا

گوهر گم گشته ات واعظ چه سان پیدا شود؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱تا نسازی با جفا، کی مشکلت آسان شود؟
  2. شمارهٔ ۳۴۲قد چون خمید، جمله حواست زبون شود
  3. شمارهٔ ۳۴۳چو شرح حال شهیدان او رساله شود
  4. شمارهٔ ۳۴۴بدگهر، نیک بدینار و بدرهم نشود
  5. شمارهٔ ۳۴۵رویش چو آتشین ز می ناب می‌شود
  6. شمارهٔ ۳۴۶چون بلند افتاد همت، تخت عزت می‌شود
  7. شمارهٔ ۳۴۷از ضعیفی، ناله‌ام حاجت‌رواتر می‌شود
  8. شمارهٔ ۳۴۸گر چنین بر ما کمان ناز پرکش می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.