پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۸

آنچه از آه ستمکش، بستم کیش رود

رحم بر شه کنم، ار ظلم بدرویش رود

شود آبادی کشور ز زیادیها کم

پس رود دولت، چندانکه ستم پیش رود

اعتبار دگر امروز منافق خو راست

دو زبان گشته قلم، تا سخنش پیش رود

بردر دل ز تأمل بنشان دربانی

تا بلب حرف نیارد، بسر خویش رود

سخن مرد دل آزار، بدلهای نژند

همچو گرگیست، که آن رد رمه میش رود

نیک کن، نیک؛ که زنجیر عمل پاپیچ است

نتواند قدم از نقش قدم پیش رود

گل خیرش نبود، جز گل آتش واعظ

از تو گر خار جفائی بدل ریش رود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۰کی دلت خوشحال با اندیشه دنیا شود؟!
  2. شمارهٔ ۳۴۱تا نسازی با جفا، کی مشکلت آسان شود؟
  3. شمارهٔ ۳۴۲قد چون خمید، جمله حواست زبون شود
  4. شمارهٔ ۳۴۳چو شرح حال شهیدان او رساله شود
  5. شمارهٔ ۳۴۴بدگهر، نیک بدینار و بدرهم نشود
  6. شمارهٔ ۳۴۵رویش چو آتشین ز می ناب می‌شود
  7. شمارهٔ ۳۴۶چون بلند افتاد همت، تخت عزت می‌شود
  8. شمارهٔ ۳۴۷از ضعیفی، ناله‌ام حاجت‌رواتر می‌شود
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.