پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

یاران ز خودستایی، پیوسته در خروشند

جنس هنر ندارد، زان روی خود فروشند

گیتی دهان افعی است، خلق زمانه دندان

بر جان خلق نیشند، در کام خویش نوشند

افسرده آتش مهر، کانون سینه ها را

یاران عجب نباشد با یکدگر نجوشند

زین دوستان عجب نیست، گویند اگر بد ما

هستند بس تنک، زان عیب کس نپوشند!

هر سوز حرف دنیا، از بسکه قیل و قالست

از حرف حق، چو واعظ، گویندگان خموشند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵حلقه بر هر دری این زمزمه را ساز کند
  2. شمارهٔ ۳۱۶چون به محفل رخ فرو زد، رنگ صهبا بشکند
  3. شمارهٔ ۳۱۷از سعی تیشه، چون دل فرهاد نشکند؟
  4. شمارهٔ ۳۱۸تند خویی مرد را بیقدر در عالم کند
  5. شمارهٔ ۳۱۹نوبهار آمد، خردگو فکر زنجیرم کند
  6. شمارهٔ ۳۲۰غنچه سالی خون خورد، تا چهره‌ای گلگون کند
  7. شمارهٔ ۳۲۱آشنایی بتو عیب است که بیگانه کند!
  8. شمارهٔ ۳۲۲هست سالک با خدا، گر کار دنیا می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.