پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۰

غنچه سالی خون خورد، تا چهره‌ای گلگون کند

در چنین محنت‌سرا، دل شادمانی چون کند؟!

خودنمایی زیر چرخ فتنه بار از عقل نیست

از سبک‌مغزی حباب از بحر سر بیرون کند

بس که عنقا داشت عار از شهرت خود در جهان

در میان خلق نتوانست سر بیرون کند

می‌کند دل را مکدر، صحبت اهل نفاق

با دورویان جهان، آیینه یارب چون کند؟!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۲هست سالک با خدا، گر کار دنیا می‌کند
  2. شمارهٔ ۳۲۳گفت‌و‌گوی آن دهن، اندیشه بی‌جا می‌کند
  3. شمارهٔ ۳۲۴فارغ از خود هر که میگردد، فراغت میکند
  4. شمارهٔ ۳۲۵زآن چشم، دل به یک دو نظر صلح میکند
  5. شمارهٔ ۳۲۶امروز کس کجا ز سخن یاد میکند؟
  6. شمارهٔ ۳۲۷کی دگر دیوانه ما با قبا سر می‌کند؟
  7. شمارهٔ ۳۲۸می‌شود جان تازه، چون دوری ازین تن می‌کند
  8. شمارهٔ ۳۲۹پیش تو شکوه عزم تظلم نمیکند
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.