پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

کی دگر دیوانه ما با قبا سر می‌کند؟

جامه از مصحف اگر پوشد، که باور می‌کند؟!

ناروایی، تا نباشد نام عشقی بر سرت!

بر سر، ای دل، داغ کار سکه بر زر می‌کند

یاری خردان برد، کار بزرگان را ز پیش

صف شکافی تیغ، از پهلوی جوهر می‌کند

عمر می‌کاهد ز فکر مال، دایم خواجه را

خویش را از ضبط گوهر، رشته لاغر می‌کند

خرد نشماری حق هم‌کاسگی را ای بزرگ

شیر یک پستان، دو کودک را برادر می‌کند

دیده وقت پیریت بی‌جا نمی‌آرد غبار

از غم فوت جوانی خاک بر سر می‌کند!

خانه گیتی، مثال خانه آیینه است

هر زمان از خلق دیگر صورتی بر می‌کند

از بلندی می‌رسد معنی بهر نزدیک و دور

رتبه گفتار واعظ کار منبر می‌کند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹پیش تو شکوه عزم تظلم نمیکند
  2. شمارهٔ ۳۳۰در زبان خبطی سخن را از بها می افگند
  3. شمارهٔ ۳۳۱خوبان بغازه چون رخ خود لاله گون کنند
  4. شمارهٔ ۳۳۲نیست دندان آنکه پیران از دهان می افگنند
  5. شمارهٔ ۳۳۳دردمندان، بسکه رم از خودنمایی میکنند
  6. شمارهٔ ۳۳۴گردید حرص افزون، آن را که مال افزود
  7. شمارهٔ ۳۳۵سخن سیم و زر و خانه و اسباب بود
  8. شمارهٔ ۳۳۶مهر و کین از بهر حق، در خلق عالم کم بود
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.