پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۰

در زبان خبطی سخن را از بها می افگند

در قلم مویی رقم را از صفا می افگند

سختی احوال باشد مایه فرخندگی

استخوان حق سعادت بر هما می افگند

اره آمد شد درها، برای خرده یی

زود نخل اعتبارت را ز پا می افگند

شادی بسیار در دل بسکه ادبار آورست

خنده پر زور کس را بر قفا می افگند

محفلی گردد مکدر، از مکدر خاطری

خانه یی را دود شمعی از صفا می افگند

میکند هر برتری بر زیر دست خویش زور

جسم تا استاده، ثقل خود بپا می افگند

نیست از خست اگر واعظ قناعت پیشه شد

مفلسی کس را بفکر کیمیا می افگند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۲نیست دندان آنکه پیران از دهان می افگنند
  2. شمارهٔ ۳۳۳دردمندان، بسکه رم از خودنمایی میکنند
  3. شمارهٔ ۳۳۴گردید حرص افزون، آن را که مال افزود
  4. شمارهٔ ۳۳۵سخن سیم و زر و خانه و اسباب بود
  5. شمارهٔ ۳۳۶مهر و کین از بهر حق، در خلق عالم کم بود
  6. شمارهٔ ۳۳۷بر ما سخن سرد عزیزان نه گران بود
  7. شمارهٔ ۳۳۸آنچه از آه ستمکش، بستم کیش رود
  8. شمارهٔ ۳۳۹همچنان کز خطش آن خال نهان پیدا شود
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.