پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۱

خوبان بغازه چون رخ خود لاله گون کنند

هر روز تازه در جگر خلق خون کنند

مستان برای نرگس بیمار چشم یار

از بهر خیر، آش خماری برون کنند

میباش سرفگنده، که شاهان ملک شرم

تسخیر دل باین علم سرنگون کنند

تقریب یاد ماست، بدلها غبار ما

یاران مباد کینه ام از دل برون کنند

گیرم که کوهسار دهد سنگ آن قدر!

طفلان وفا باینهمه دیوانه چون کنند؟!

اهل خرد شمرده گذارند پا براه

باید سلوک با فلک نیلگون کنند

آنان که دیده اند دمی التفات دوست

دیگر کی التفات بدنیای درون کنند؟!

گر مایل کتابت دیوان واعظ اند

اهل سخن، بگوی که مشق جنون کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۳دردمندان، بسکه رم از خودنمایی میکنند
  2. شمارهٔ ۳۳۴گردید حرص افزون، آن را که مال افزود
  3. شمارهٔ ۳۳۵سخن سیم و زر و خانه و اسباب بود
  4. شمارهٔ ۳۳۶مهر و کین از بهر حق، در خلق عالم کم بود
  5. شمارهٔ ۳۳۷بر ما سخن سرد عزیزان نه گران بود
  6. شمارهٔ ۳۳۸آنچه از آه ستمکش، بستم کیش رود
  7. شمارهٔ ۳۳۹همچنان کز خطش آن خال نهان پیدا شود
  8. شمارهٔ ۳۴۰کی دلت خوشحال با اندیشه دنیا شود؟!
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.