پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۹

پیش تو شکوه عزم تظلم نمیکند

کز اضطراب راه سخن گم نمیکند

در روز وصل، ریختم از دیده هر نفس

خونی که هجر در دل مردم نمیکند!

رسم شکفتگی ز جهان برفتاده است

کس غیر چاک سینه، تبسم نمیکند

همکاسه با حلاوت عیش زمانه است

هرکس چو باده حق نمک گم نمیکند

باب طعام بی مزه پر تکلفی است

هرکس بنان خشک تنعم نمیکند

آن را ز روی مرتبه جا صدر مجلس است

کو بر کسی تلاش تقدم نمیکند

شاخیست از درخت حماقت رگ غرور

خود را کسی زیافتگی گم نمیکند

ما را ضعیف نالی دشمن زبون کند

مظلوم آن کسی ک تظلم نمیکند

بر وضع خلق، هر گل صبح است خنده یی

دوران چه خنده ها که به مردم نمیکند؟

واعظ ز درد من خبرت میکند اگر

پیش تو دست و پای سخن گم نمیکند!

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۳۱خوبان بغازه چون رخ خود لاله گون کنند
  2. شمارهٔ ۳۳۲نیست دندان آنکه پیران از دهان می افگنند
  3. شمارهٔ ۳۳۳دردمندان، بسکه رم از خودنمایی میکنند
  4. شمارهٔ ۳۳۴گردید حرص افزون، آن را که مال افزود
  5. شمارهٔ ۳۳۵سخن سیم و زر و خانه و اسباب بود
  6. شمارهٔ ۳۳۶مهر و کین از بهر حق، در خلق عالم کم بود
  7. شمارهٔ ۳۳۷بر ما سخن سرد عزیزان نه گران بود
  8. شمارهٔ ۳۳۸آنچه از آه ستمکش، بستم کیش رود
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.