پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۵

زحمت ایام، راحت‌جو فزون‌تر می‌کشد

سختی از دوران برای بالش پر می‌کشد

بهر نیکان، می‌توان رنج گران‌جانان کشید

بار هر سنگی ترازو بهر گوهر می‌کشد

در دل آسای پریشانان مباش از شانه کم

کز نوازش زلف‌ها را دست بر سر می‌کشد

شایدش گردد گرفتن‌های مفلس عذرخواه

زحمتی کز شرم دادن‌ها توانگر می‌کشد

گر کند قصد هلاک خویش مفلس، دور نیست

در بهاران بید از آن بر خویش خنجر می‌کشد

گلستان آب خود از سرچشمه می‌گیرد، نه جو

این قدر سائل چه منت از توانگر می‌کشد؟!

نیست هرگز حسرت قیمت‌شناسان سخن

کلک واعظ هر نفس آهی ز دل برمی‌کشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۷سراپای وجودم، بسکه گم در عشق جانان شد
  2. شمارهٔ ۲۹۸به خود دم تا فرو بردم، سخن شد
  3. شمارهٔ ۲۹۹آنکه خود را سبب هستی ما میداند
  4. شمارهٔ ۳۰۰مرا از نعمت دیدار، دل سیری نمی‌داند
  5. شمارهٔ ۳۰۱بسکه کاهیدم ز غم، با خرده جان تن نماند
  6. شمارهٔ ۳۰۲یار در نکته سرایی نه ز کس میماند
  7. شمارهٔ ۳۰۳آنانکه از شراب تو مدهوش گشته اند
  8. شمارهٔ ۳۰۴هر گه آن مه، رخ بنماید از پی دفع گزند
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.