پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

آنانکه از شراب تو مدهوش گشته اند

از یاد خویش جمله فراموش گشته اند

از تیر حادثات نترسند آن کسان

کز دلق پاره پاره، زره پوش گشته اند

از پشت خم برای بغل گیری اجل

پیران ز پای تا به سر آغوش گشته اند

مستان حق ز باده اندیشه جهان

هشیار گشته اند که بیهوش گشته اند

آنان زیاد دوست توانند دم زدن

کز خاطر زمانه فراموش گشته اند

واعظ نشاط بندگی حق ز کس مجوی

دلها بمرگ خویش سیه پوش گشته اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵تن بمحنت ده، اگر خواهی که گردی سربلند
  2. شمارهٔ ۳۰۶با همه زشتی، بدام عشق خویشی پای بند
  3. شمارهٔ ۳۰۷می پرستان چهره ها از تاب می افروختند
  4. شمارهٔ ۳۰۸اهل دنیا، بسکه در دل حسرت زر داشتند
  5. شمارهٔ ۳۰۹حرفی اگر بعاشق بیتاب میزند
  6. شمارهٔ ۳۱۰عارف اگرچه بی‌غم دل دم نمی‌زند
  7. شمارهٔ ۳۱۱این حریفان که گهی زاهد و گه اوباشند
  8. شمارهٔ ۳۱۲فرداست اینکه زمره شاهنشهان کشند
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.