پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

ز دستبرد حوادث گرت خبر باشد

بکیسه دست کرم، به ز مشت زر باشد

مجو ز خاطر ناخوش، تلاش معنی خوش

سخن طراز قلم، از دماغ تر باشد

اشارتی است غبارت بدیده از پیری

که بایدت پس ازین خاک در نظر باشد

بها فزایدت از صحبت مصاحب نیک

که قیمتی بود آبی که در گهر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲نه جوهر کسب ملک و مال اسباب جهان باشد
  2. شمارهٔ ۲۸۳پردگی نیست عطا، گر همه پنهان باشد
  3. شمارهٔ ۲۸۴الهی تا جهان باشد، شه ما کامران باشد
  4. شمارهٔ ۲۸۵همین توقعم از تنگ آن دهن باشد
  5. شمارهٔ ۲۸۶ز پیری، چون مرا قد همچو شمع سرنگون باشد
  6. شمارهٔ ۲۸۷بریدن از جهان، سرمایه ارزندگی باشد
  7. شمارهٔ ۲۸۸ما را ز آشنایان، غیر از جفا نباشد
  8. شمارهٔ ۲۸۹آن را که به دل هیچ به جز یار نباشد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.