پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۳

پیری در خواهش بدل ریش برآورد

پیشم هوس ساده رخان، ریش برآورد

پیری ز دلم برد برون یاد خط و زلف

فریاد که دودم زدل ریش برآورد

بود از پی صد بار فرو بردن دیگر

یک ره زدل، ار کژدم غم نیش برآورد

تا کام بنان شکرین گشت بدآموز

ما را ز لب نان جو خویش برآورد

این بود گل خیر بزرگان جهانم

کز همدمی مردم درویش برآورد

از فقر گذشتیم و، بدولت نرسیدیم

ما را طلب آن کم، ازین بیش برآورد

آورد بلائی که کله بر سر خسرو

او هم بستم از سر درویش برآورد

آن چشم بقصد دل چون سنگ تو واعظ

بیهوده خدنگ ستم از کیش برآورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۵بی‌نیازی ساقی از مینا برون می‌آورد
  2. شمارهٔ ۲۶۶در هر سخن، سخنور صد تاب میخورد
  3. شمارهٔ ۲۶۷میان عشق و ننگ و نام، الفت درنمی‌گیرد
  4. شمارهٔ ۲۶۸به درویشان فسون جاه و دولت درنمی‌گیرد
  5. شمارهٔ ۲۶۹میرود فکر جهانم، که ز کار اندازد
  6. شمارهٔ ۲۷۰چو حرف دانه خالش، قلم مذکور می‌سازد
  7. شمارهٔ ۲۷۱مرا ذکر تو با این کهنگی‌ها تازه می‌سازد
  8. شمارهٔ ۲۷۲نه کوه آن سرین تنها برآن موی کمر لرزد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.