پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۲

نه کوه آن سرین تنها برآن موی کمر لرزد

که هر عضوش ز خوبی بر سر عضو دگر لرزد

برنگ شاخ گل در زیر با از نازکی ترسم

که از گرد سرش گردیدنم، آن شاخ زر لرزد

سبک هرچند آیم در نظر، باز غمی دارد

که از دوش دلش گر افگنم، کوه و کمر لرزد

نجنبد برگ رنگ از گلشن رخسار او، اما

رگ سنگ از نسیم آه من، چون شاخ تر لرزد

برای سیم وزر لرزند ابنای زمان واعظ

عجب نبود دل ما بر سر آن سیمبر لرزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۴دشمن چو ریزشی دید، زو شور و شر نخیزد
  2. شمارهٔ ۲۷۵دلخوردنی ز مال، به اهل غنا رسد
  3. شمارهٔ ۲۷۶مرد از راه شکست خود به عزت می‌رسد
  4. شمارهٔ ۲۷۷از جگر خوناب اشکم خوش به سامان می‌رسد
  5. شمارهٔ ۲۷۸به جبهه چین ز غم روزیت خطا باشد
  6. شمارهٔ ۲۷۹ز بی برگان دل روشن ضمیران باصفا باشد
  7. شمارهٔ ۲۸۰ز دستبرد حوادث گرت خبر باشد
  8. شمارهٔ ۲۸۱بشوق آن گل عارض، مرا با خار خوش باشد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.