پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۴

دشمن چو ریزشی دید، زو شور و شر نخیزد

جایی که آب پاشی، زآن گرد برنخیزد

با درد عشق یکجا، عشق جهان نگنجد

یک ناله بشوری، از نیشکر نخیزد

چون دل شکست، از وی ناید سخن طرازی

از کاسه شکسته، آواز برنخیزد

در خشم نیک ذاتان، بیم ضرر نباشد

آری زآتش گل، هرگز شرر نخیزد

تمکین بیش آرد خفت، که از ترازو

کم میکنند زان سر، کز جای برنخیزد

کی تند خو به نرمی، فرمان پذیر گردد

از جای شعله هرگز، با چوب تر نخیزد

آن وعظ دلنشین شد واعظ، که هم ز دل خواست

نبود جگرگداز آه، تا از جگر نخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۶مرد از راه شکست خود به عزت می‌رسد
  2. شمارهٔ ۲۷۷از جگر خوناب اشکم خوش به سامان می‌رسد
  3. شمارهٔ ۲۷۸به جبهه چین ز غم روزیت خطا باشد
  4. شمارهٔ ۲۷۹ز بی برگان دل روشن ضمیران باصفا باشد
  5. شمارهٔ ۲۸۰ز دستبرد حوادث گرت خبر باشد
  6. شمارهٔ ۲۸۱بشوق آن گل عارض، مرا با خار خوش باشد
  7. شمارهٔ ۲۸۲نه جوهر کسب ملک و مال اسباب جهان باشد
  8. شمارهٔ ۲۸۳پردگی نیست عطا، گر همه پنهان باشد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.