پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۴

نخل امیدت به بار آه سحر می‌آورد

کشت طاعت را به حاصل چشم تر می‌آورد

آنچه برد از کیسه سائل خوب‌تر می‌آورد

ابر آب از بحر می‌گیرد گهر می‌آورد

کام شیرین خواهی، آبی بر لب خشکی بزن

می‌برد گر نیشکر آبی شکر می‌آورد

جمع شد چون مال، گردد مایه طول أمل

آری آب ایستاده، رشته برمی‌آورد

از تعلق بس که مشکل می‌دهد جان وقت مرگ

خواجه پنداری که زر از کیسه برمی‌آورد

آنکه می‌آرد به تاج پادشاهی سر فرو

چون میان اهل همت سر بر در می‌آورد

می‌توان با نرمی از سختان زبان‌ها واکشید

سبزه‌ها باران نرم از سنگ بر می‌آورد

روشناسی از سیه‌بختان طلب کن، چشم من

سرمه، با آن تیرگی، نور نظر می‌آورد

خشک و تر را بس که واعظ رحم می‌آید به من

خامه حرفم بر زبان با چشم تر می‌آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۶در هر سخن، سخنور صد تاب میخورد
  2. شمارهٔ ۲۶۷میان عشق و ننگ و نام، الفت درنمی‌گیرد
  3. شمارهٔ ۲۶۸به درویشان فسون جاه و دولت درنمی‌گیرد
  4. شمارهٔ ۲۶۹میرود فکر جهانم، که ز کار اندازد
  5. شمارهٔ ۲۷۰چو حرف دانه خالش، قلم مذکور می‌سازد
  6. شمارهٔ ۲۷۱مرا ذکر تو با این کهنگی‌ها تازه می‌سازد
  7. شمارهٔ ۲۷۲نه کوه آن سرین تنها برآن موی کمر لرزد
  8. شمارهٔ ۲۷۳با دل خسته، چو بیرحمی او بستیزد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.