پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

میان عشق و ننگ و نام، الفت درنمی‌گیرد

به ترک سر، کله را آشنایی سر نمی‌گیرد

نپوید، بی‌دلیل راست‌رو، راه طلب سالک

قلم، آری سراغ ره جز از مسطر نمی‌گیرد

بنه ای سرفرازی، پا ز سر ما خاکساران را

ز خاک ره کسی نقش قدم را برنمی‌گیرد

سر طبعم، بنان این گدایان، چون فرود آید؟

که دست همت من تاج از سنجر نمی‌گیرد

پذیر ای غم او، کی شود ترا دامن دنیا

که هیزم تا نباشد خشک، آتش درنمی‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹میرود فکر جهانم، که ز کار اندازد
  2. شمارهٔ ۲۷۰چو حرف دانه خالش، قلم مذکور می‌سازد
  3. شمارهٔ ۲۷۱مرا ذکر تو با این کهنگی‌ها تازه می‌سازد
  4. شمارهٔ ۲۷۲نه کوه آن سرین تنها برآن موی کمر لرزد
  5. شمارهٔ ۲۷۳با دل خسته، چو بیرحمی او بستیزد
  6. شمارهٔ ۲۷۴دشمن چو ریزشی دید، زو شور و شر نخیزد
  7. شمارهٔ ۲۷۵دلخوردنی ز مال، به اهل غنا رسد
  8. شمارهٔ ۲۷۶مرد از راه شکست خود به عزت می‌رسد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.