پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

آزاده بهمراهی کس بند نگردد

خاصیت سرو است که پیوند نگردد

با همت والا زر دنیا نشود جمع

باران که بکهسار رسد، بند نگردد

در خانه دل یاد خدا پانگذارد

تا رفته ز فکر زن و فرزند نگردد

دیوانه بود هرکه دهد تن به علایق

زنجیر پلی گرد خردمند نگردد

صد غمزه بهر گوشه آن چشم فتاده است

واعظ به نگاهی ز تو خرسند نگردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷چگونه سوی تن از شرم باز میگردد
  2. شمارهٔ ۲۳۸زبان حال عاشق، آن زمان غمّاز می‌گردد
  3. شمارهٔ ۲۳۹کی از اسباب نیکی بدگهر فرخنده می‌گردد
  4. شمارهٔ ۲۴۰چشم دل منعم سیر، ز اسباب نمیگردد
  5. شمارهٔ ۲۴۱دل منعم، ملول از گفتگوی زر نمی‌گردد
  6. شمارهٔ ۲۴۲میان خلق، با خلق آشنا کامل نمی‌گردد
  7. شمارهٔ ۲۴۳کدام روز آن، نگار بدخو، بجنگ دلها، کمر نبندد
  8. شمارهٔ ۲۴۴هرکس به سخا زنده بود، مرگ ندارد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.