پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۸

سخن تا پخته نبود کی پسند خاص و عام افتد؟

نگیرد کس ز خاک آن میوه یی کز نخل خام افتد؟

بتلخ و شور گیتی صبر کن، خواهی گر آزادی

که بهر آب شیرین، ماهی دریا بدام افتد

به گمنامی بساز و آبروی خود مده از کف

عقیق از آب و رنگ خویشتن از بهر نام افتد

به عقل خویش گو خندد، بروز خویش گو گرید

به رنگ شیشه می هرکه از دنبال جام افتد

مشو سرگرم اقبال بلند خویشتن چندین

که چون خورشید تابان، هرکه خیزد صبح، شام افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۰به دل اندیشه جانانم از شوکت نمی‌گنجد
  2. شمارهٔ ۲۳۱عرق بر خویش چون از تاب آن گلبرگ تر پیچد
  3. شمارهٔ ۲۳۲فضای دل خلاص از خار خار غم کجا گردد؟
  4. شمارهٔ ۲۳۳بکش تیغ ای ستمگر تا جهانی جان به کف گردد
  5. شمارهٔ ۲۳۴ز پرگویی زبان کس را وبال دین و جان گردد
  6. شمارهٔ ۲۳۵آزاده بهمراهی کس بند نگردد
  7. شمارهٔ ۲۳۶ز یاران رنجش هم، مانع دیدار می‌گردد
  8. شمارهٔ ۲۳۷چگونه سوی تن از شرم باز میگردد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.