پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۷

نیست از بد گوهران، نرمی کم از دشنام تلخ

در چشیدن تلخ باشد روغن بادام تلخ

رهنمایی به ز بد گوهر ندارد پیر عقل

نیست از بهر عصا، چوبی به از بادام تلخ

در مذاق کام جویان، از دعا شیرین تراست

بر لب چو شکرش، گر بگذرد دشنام تلخ

نیست خالی التفاتش هم بما از زهر چشم

هر نگاهش چون رگ تلخیست در بادام تلخ

عیش گیتی در دل غمگین ندارد لذتی

نیست شیرینی نمایان از شکر در کام تلخ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۹ز گلشن چون براه آن سرو قد لاله رو افتد
  2. شمارهٔ ۲۳۰به دل اندیشه جانانم از شوکت نمی‌گنجد
  3. شمارهٔ ۲۳۱عرق بر خویش چون از تاب آن گلبرگ تر پیچد
  4. شمارهٔ ۲۳۲فضای دل خلاص از خار خار غم کجا گردد؟
  5. شمارهٔ ۲۳۳بکش تیغ ای ستمگر تا جهانی جان به کف گردد
  6. شمارهٔ ۲۳۴ز پرگویی زبان کس را وبال دین و جان گردد
  7. شمارهٔ ۲۳۵آزاده بهمراهی کس بند نگردد
  8. شمارهٔ ۲۳۶ز یاران رنجش هم، مانع دیدار می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.