پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۷

خامه از برگشته بختی تا به آن دلبر نوشت

نام را صد ره به پایان برد و باز از سرنوشت

از خسان پرداخت چون محفل، سخن آمد کند

بی خسک باشد چو کاغذ می توان بهتر نوشت

میتوان ای خواجه گمنام با دست سخا

نام خود بر صفحه گیتی به آب زر نوشت

کس نیابد دوستکامی در جهان بیراستی

هیچکس این نسخه نتوانست بی مسطر نوشت

خامه بی لطفیت مرسوم ما کم قسمتان

یک قلم بر حسرت آن دست و آن خنجر نوشت

هست کوتاهی ز خواندن ورنه شرح درد من

هر قدر واعظ نویسی میتوان دیگر نوشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۹گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
  2. شمارهٔ ۲۱۰مفت آیین سخا را کی توان دامن گرفت؟
  3. شمارهٔ ۲۱۱در چشم شناسای ره و رسم امانت
  4. شمارهٔ ۲۱۲به غیر معنی رنگین، مجو ز ما میراث
  5. شمارهٔ ۲۱۳واعظ مکن نصیحت خود صرف ما عبث
  6. شمارهٔ ۲۱۴زندگی شد همه نابود، پی بود عبث
  7. شمارهٔ ۲۱۵بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟
  8. شمارهٔ ۲۱۶عقل اگر داری مکن هرگز تمنا تخت و تاج
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.