پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۶

شب ز دردم، جمله دریا حق گذشت

ناله ام از گنبد ازرق گذشت

بود خونم حق آن تیر نگاه

آن نگاه از خون من ناحق گذشت

پایبند قید اطلاق ار شوی

میتوان از قیدها مطلق گذشت

بهر دنیا، کان خیالی باطل است

مگذر از حق میتوان از حق گذشت

قوت نطقت که با آن آدمی

چون سگان در جق جق و، وق وق گذشت

رنجه شد قانع ز دنیا، تا چه ها

بر حریص جاهل احمق گذشت

خویش را کشتی ز فکر کیمیا

زندگانی برتو چون زیبق گذشت

در دم مرگ آه حسرت میشود

هر دمی کان نی بیاد حق گذشت

دل بدست آور، رهی تا از بلا

کی توان زین بحر بی زورق گذشت

میرسد از چاک دل رزق سخن

چون قلم ما را مدار از شق گذشت

حق یاد حق ز ما نگرفته رفت

زندگی واعظ ز ما ناحق گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۸سوی یار از همه پرداخته میباید رفت
  2. شمارهٔ ۲۰۹گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
  3. شمارهٔ ۲۱۰مفت آیین سخا را کی توان دامن گرفت؟
  4. شمارهٔ ۲۱۱در چشم شناسای ره و رسم امانت
  5. شمارهٔ ۲۱۲به غیر معنی رنگین، مجو ز ما میراث
  6. شمارهٔ ۲۱۳واعظ مکن نصیحت خود صرف ما عبث
  7. شمارهٔ ۲۱۴زندگی شد همه نابود، پی بود عبث
  8. شمارهٔ ۲۱۵بآب سبزه، به جان تن، بود چه سان محتاج؟
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.