پرش به محتوای اصلی
واعظ قزوینی واعظ قزوینی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

خاطر بلهوس او چه وفا خواهد داشت

لعل دوشابی آن دل، چه بها خواهد داشت

زآن شوم گردو، نهم روی به پشت پایش

که گه شرم نگاهی سوی ما خواهد داشت

بشکند طرف کلاهی، فتد آوازه بشهر

بشکند گر دل ما را، چه صدا خواهد داشت

بامن آن آتش سوزان چو شود گرم عتاب

نگه خشم، یقین جانب ما خواهد داشت

عزم وادید خود آن قاعده دان دارد باز

خانه آینه امروز صفا خواهد داشت

دلبری نیست چو او، ور بود آیینه صفت

شیوه دلبری از دلبر ما خواهد داشت

این نزاکت که از آن دست من امشب دیدم

دستی از دور بر آتش زحنا خواهد داشت

گر تو دوری نکنی این همه واعظ از دوست

دوری خود بتو کی دوست روا خواهد داشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵در طریق بندگی از خویش میباید گذشت
  2. شمارهٔ ۲۰۶شب ز دردم، جمله دریا حق گذشت
  3. شمارهٔ ۲۰۷خامه از برگشته بختی تا به آن دلبر نوشت
  4. شمارهٔ ۲۰۸سوی یار از همه پرداخته میباید رفت
  5. شمارهٔ ۲۰۹گریه خونین ترا از ناله های ما گرفت
  6. شمارهٔ ۲۱۰مفت آیین سخا را کی توان دامن گرفت؟
  7. شمارهٔ ۲۱۱در چشم شناسای ره و رسم امانت
  8. شمارهٔ ۲۱۲به غیر معنی رنگین، مجو ز ما میراث
همه‌ی غزلیات ←

واعظ قزوینی درباره‌ی واعظ قزوینی

میرزا محمد رفیع ملقب به رفیع‌الدین مشهور به واعظ قزوینی (زادهٔ ۱۰۲۷ هجری قمری در قزوین، درگذشتهٔ ۱۰۹۰ هجری قمری در قزوین) فقیه و ادیب ایرانی است که به لحاظ شهرتش در وعظ و خطابه به واعظ قزوینی مشهور شد و همین تخلص را در اشعارش برگزید. وی علاوه بر دیوان شعر صاحب آثار دیگری همچون ابواب الجنان، الموعظة و الحملة الحیدریة م...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.